امعان. [ اِ ]( ع مص ) دور اندیشیدن در کاری. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). دور اندیشیدن. ( آنندراج ). گویند: امعن فی الامر؛ دور اندیشید در کار. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). تیز کردن نظر و دور رفتن در کاری یعنی در کاری غور کردن. ( غیاث اللغات ).- امعان نظر ؛ نگاه با زیرکی و فراست و غوررسی و عاقبت اندیشی. ( ناظم الاطباء ). نیکو نگریستن و دوراندیشی و تحقیق و دقت ن...
فرهنگ عمید
غور کردن در مطلبی یا در کاری، دقت و دوراندیشی در کاری.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) دقت کردن . ۲ - غور کردن . ۳ - (اِمص . ) دوراندیشی ، دقت .
فرهنگ فارسی
دوراندیشیدن، غورکردن ، دقت ودوراندیشی درکاری ( مصدر ) ۱ - ژرف دیدن ژرف نگریستن . ۲ - دور رفتن دور راندن. ۳ - دور اندیشی دقت . یا امعان نظر . ۱ - نگاه کردن با زیرکی و فراست بدقت نظر کردن . ۲ - غوررسی دقت .