امان . [ اُم ْ ما ] (ع اِ) (بصیغه ٔ تثنیه ) مادر و پدر بطریق ابوان ، یا مادر و خاله . (منتهی الارب ).
انبان
از متعلقات تیرکمان یا رزین است و آن چرمی به طول تقریبی ده ...
(تلفظ: amān) (عربی) بی بیم شدن ؛ بی ترس ؛ ایمن ؛ حفاظت ، عنایت ؛ زنهار ، پناه ؛ ایمنی ، آرامش .
تامین، فرجه
امن، ایمن، مصون
پناه، حمایت، زنهار، کنف، مهلت، نگهداری
۱. پناه، حمایت، زنهار، کنف، مهلت، نگهداری
۲. تامین، فرجه
۳. امن، ایمن، مصون
زنهار، پناه