کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه امظاظ | کلماتور
معنی کلمه : امظاظ
تلفظ بین المللی :
/ˈaːmzˈɑz/
تلفظ :
['a:mz'Az]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ذات الاشظاظ
احظاظ
اجظاظ
اشظاظ
اعظاظ
اما
اما شدن
اما لاریک
اما گا ساکی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
امظاظ. [ اِ ] ( ع مص ) پوست باز کردن از درخت تر تا خشک گردد. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گویند: امظظت العود الرطب ؛ پوست باز کردم از آن تا خشک گردد. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || نکوهیدن. ( از المنجد ).
کلمات مرتبط
ذات الاشظاظ
احظاظ
اجظاظ
اشظاظ
اعظاظ
اما
اما شدن
اما لاریک
اما گا ساکی
نظرات