اما. [ اُم ْ ما ] (اِ) گیشدر (گیاه ). (یادداشت مؤلف ). رجوع به گیشدر و اُم ّ شود.
اما. [ ] (اِخ ) نام یکی از ایلات کرد از طوایف پشتکوه . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 70).
امه#NAME?
۱. ادات رفع توهم؛ ولی؛ لیکن: من افتادم ولی طوریم نشد.
۲. ادات شرط: من میروم اما تو هم باید بیایی.
۳. ادات تٲکید.
۴. (حرف) ادات تفصیل: اما از آن که گفته بودی.
پَن.
ولش (وِ) .
عشق (یونانی
ما
لیک، منتها، ولی، ولیک، ولیکن