کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه امتناع-نمودن | کلماتور
معانی کلمه : امتناع نمودن
تلفظ بین المللی :
/ˌemtenˈɑʔ nemˈudan/
تلفظ :
[,emten'A? nem'udan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ابتیاع نمودن
امتناع
امتناع از ازدواج
امتناع از حضور در دادگاه
امتناع از حضور در مجالس عبادت
امتناع ورزیدن
امتناع کردن
امتناع کردن از
امتناع تفکر در فرهنگ دینی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
امتناع نمودن. [ اِ ت ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) نافرمانی نشان دادن. ممانعت کردن. نپذیرفتن : طعامی که معده از هضم و قبول آن امتناع نمود... خلاص از رنج آن صورت نبندد مگر... ( کلیله و دمنه ). رجوع به امتناع و امتناع کردن شود.
فرهنگ فارسی
نافرمانی نشان دادن . ممانعت کردن
کلمات مرتبط
ابتیاع نمودن
امتناع
امتناع از ازدواج
امتناع از حضور در دادگاه
امتناع از حضور در مجالس عبادت
امتناع ورزیدن
امتناع کردن
امتناع کردن از
امتناع تفکر در فرهنگ دینی
نظرات