امتناع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ، اِ مص ) بازایستادن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). واایستادن. ( مقدمه لغت سیدشریف جرجانی ). بازداشتگی. ( ناظم الاطباء ). سر باززدن. ( فرهنگ فارسی معین ). ممانعت. ( ناظم الاطباء ). خودداری. ( فرهنگ فارسی معین ). تعرض. عدم روایی. عدم قبول.عدم پذرفتاری. ( ناظم الاطباء ). استنکاف : کنم قصد نه شهر علوی که همت از این هفت سفلی نمود امتناعی.خا...
فرهنگ عمید
بازایستادن، خودداری کردن، خودداری از پذیرفتن امری یا انجام دادن کاری.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) پرهیز کردن ، سر باز زدن . ۲ - (اِمص . ) خودداری .
دانشنامه آزاد فارسی
اِمْتِناع(در لغت از ریشۀ منع، به معنای بازایستادن، خودداری و انکار) در اصطلاح منطق، در برابر وجوب و امکان، در دو معنی به کار می رود: ۱. امتناع، به معنی ضرورت انتفا، که در این معنی به معنی ضروری بودن عدم چیزی است. به نظر اهل منطق و حکمت، امتناع همانند وجوب و امکان مفهومی بدیهی و بی نیاز از تعریف است؛ ۲. امتناع، مادۀ قضیه؛ که یکی از مواد سه گانۀ قضایا است و آن، محال بودن اتصاف موضوع به محمول است. چن...
فرهنگ فارسی
بازایستادن، خودداری کردن، خودداری ازپذیرفتن امری یاانجام دادن کاری ۱ - ( مصدر ) باز ایستادن سر باز زدن ۲ - ( اسم ) خود داری . ۳ - ضرورت عدم شئ .
refusal (اسم)رد، امتناع، روگردانی، سر پیچی، استنکاف، اباءbalk (اسم)مرز، مانع، زمین شخم نشده، مایهء لغزش، امتناع، روگردانی، محظورbauthorlk (اسم)امتناع، روگردانی...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] امتناع (ابهام زدایی). امتناع ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • امتناع (فقه)، خودداری یا امتناع؛ بحث شده در باب هایی مثل طهارت، تجارت، شرکت، ودیعه، کفالت، نکاح، ظهار، ایلاء، لعان و قضاء• امتناع (فلسفه)، ضرورت عدم یک چیز• امتناع (منطق)، ضرورت عدم ثبوت محمول نسبت به موضوع...wikifeqh: اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای ضرورت عدم ثبوت محمول برای موضوع است.ماده قضیه به...