کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه الصاق-کردن | کلماتور
معنی کلمه : الصاق کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈelsɑq1 kˈardan/
تلفظ :
['elsAq1 k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با میخ الصاق کردن
تمبر پست الصاق کردن
الصاق
ادات الصاق
التهاب صفاق
صادق الصفا
صادق الظن
صادق العزیمه
صادق العهد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
attach (فعل)ضمیمه کردن، پیوستن، چسباندن، پیوست کردن، نسبت دادن، بستن، الصاق کردن، گذاشتن، ضبط کردن، دلبسته شدنstick (فعل)چسبیدن، بهم پیوستن، چسباندن، بستن، الصاق کردن، تحمل کردن، سوراخ کردن، فرو بردن، تردید کردن، گیر کردن، نصب کردن، چسبناک کردن، گیر افتادن...
کلمات مرتبط
با میخ الصاق کردن
تمبر پست الصاق کردن
الصاق
ادات الصاق
التهاب صفاق
صادق الصفا
صادق الظن
صادق العزیمه
صادق العهد
نظرات