الصاق. [ اِ ] ( ع مص ) به چیزی چسبیدن و چسبانیدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). چسبانیدن. ( منتهی الارب ). بچیزی وادوسانیدن. ( مصادر زوزنی ). بچیزی بادسانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ).دوسانیدن. چفسانیدن. اِلزاق. اِلساق : الصاق تمبر. || پی کردن شتر. عقر. ( از اقرب الموارد ).