کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اقفعلال | کلماتور
معنی کلمه : اقفعلال
تلفظ بین المللی :
/ˈaːq1faʔlˈɑl/
تلفظ :
['a:q1fa?l'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
اقذعلال
اقصعلال
سامانۀ انفعالی خورشیدی
انفعال
فعل و انفعال
مختلف الافعال
اسفلالسافلین
انفعالات
انفعالی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
اقفعلال. [ اِ ف ِ ] ( ع مص ) یرا گرفتن دست. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). [ یرا بمعنی شکن و نورد باشد. ( آنندراج ) ]. || درهم کشیده شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). از سختی سرما فراهم آمدن چیزی.
کلمات مرتبط
اقذعلال
اقصعلال
سامانۀ انفعالی خورشیدی
انفعال
فعل و انفعال
مختلف الافعال
اسفلالسافلین
انفعالات
انفعالی
نظرات