کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انفعالی | کلماتور
معانی کلمه : انفعالی
تلفظ بین المللی :
/ˌenfeʔˈɑli/
تلفظ :
[,enfe?'Ali]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سامانۀ انفعالی خورشیدی
خودکشی انفعالی
درون گرایی انفعالی
حملۀ انفعالی
خط شنود انفعالی
هدفمندسازی انفعالی
انفعالیات
انفصالیون
انفعال
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
انفعالی. [ اِ ف ِ ] ( ع ص نسبی ) منسوب به انفعال : کیفیات انفعالی. جنبش انفعالی. ( فرهنگ فارسی معین ). مقابل فعلی. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) ۱ - منسوب به انفعال ، مربوط به انفعال : جنبش انفعالی . ۲ - مبتنی بر خواسته های دیگران نه تصمیم گیری و ارادة شخصی .
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به انفعال : کیفیات انفعالی جنبش انفعالی .
مترادف و متضاد
passive
(صفت)
تابع، بی حس، تاثر پذیر، غیر فعال، بی حال، انفعالی، مجهول، کنش پذیر، دستخوش عامل خارجی، مطیع و تسلیم
reactive
(صفت)
انفعالی، واکنشی، واکنش دار
کلمات مرتبط
سامانۀ انفعالی خورشیدی
خودکشی انفعالی
درون گرایی انفعالی
حملۀ انفعالی
خط شنود انفعالی
هدفمندسازی انفعالی
انفعالیات
انفصالیون
انفعال
نظرات