معانی کلمه : افراه
لغت نامه دهخدا
افراه . [ اِ ] (ع مص ) بچه ٔزیرک آوردن ناقه . (آنندراج ). بچه ٔ زیرک آوردن شتران ماده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || بنده ٔ زیرک بدست آوردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
طعامی که برای زندانیان ترتیب دهند و میان آنان توزیع کنند.
فرهنگ فارسی
طعامی است بجهت محبوسان پزند
