کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه افتاک | کلماتور
معانی کلمه : افتاک
تلفظ بین المللی :
/ˈaːftˈɑk/
تلفظ :
['a:ft'Ak]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دیدار افتادن
دیرش رخش آفتاب دیرش رخشافتاب
افتاب زدگی
افتاب سوختگی
افتاب نگار
افتاب پرست
افتاب پرست امریکایی Anolis
افتاب گردان
افتابه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
افتاک. [ اِ ] ( ع مص ) بکار خواسته نفس درآمدن.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بمعنی فَتک. به مراد ودلخواه خود بر امور سوار شدن. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
بکار خواست. نفس در آمدن
کلمات مرتبط
دیدار افتادن
دیرش رخش آفتاب دیرش رخشافتاب
افتاب زدگی
افتاب سوختگی
افتاب نگار
افتاب پرست
افتاب پرست امریکایی Anolis
افتاب گردان
افتابه
نظرات