اعوجاج. [ اِع ْ وِ ] ( ع مص ) کژ شدن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( آنندراج ). کج شدن.( از منتخب و کنز بنقل غیاث اللغات ). بذات خود کج شدن : اعوج العود و نحوه اعوجاجاً؛ انحنی من ذاته. ( از اقرب الموارد ). کجی. ناراستی. انحنا. پیچیدگی. ( ناظم الاطباء ). کژی. خمیدگی. عوج. ( یادداشت بخط مؤلف ).- اعوجاج ِ ذَکَر ؛ کژی شرم مرد که پیوسته بیک سوی مایل باشد. ( بحر الجواهر )....
فرهنگ عمید
۱. کج شدن، کجی. ۲. پیچیدگی.
فرهنگ معین
(اِ وِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . )کج شدن . ۲ - ( اِمص . ) کج ی ، ناراستی .
فرهنگ فارسی
تغییری ناخواسته در شکل موج
کج شدن ، کجی، پیچیدگی ۱ - ( مصدر ) کژ شدن کج گردیدن . ۲ - ( اسم ) کجی کژی ناراستی پیچیدگی . جمع : اعوجاجات
دانشنامه عمومی
چولگی، چولش.
مشوش،با در هم آمیختگی، نامنظم
مترادف و متضاد
انحنا، پیچیدگی، کجی، کژی، نادرستی، ناراستی
distortion(اسم)
تحریف، اعوجاج
فرهنگستان زبان و ادب
{distortion} [مهندسی مخابرات] تغییری ناخواسته در شکل موج