اعسار. [ اِ ] ( ع مص ) نیازمند شدن و تنگ دست گردیدن.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نیازمند شدن و تنگ دست گردیدن و درویش شدن. ( آنندراج ). فقیر و تنگ دست شدن : اعسر الرجل ؛ اضاق و افتقر. ( از اقرب الموارد ). تنگ دست شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از متن اللغة ). || خواستن وام از غریم بوقت تنگدستی او. ( آنندراج )( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مطالبه کردن دین از مدیون بوقت تنگدستی او و مهلت ندادن...
فرهنگ عمید
۱. (حقوق ) عاجز بودن از ادای دین به واسطۀ فقر و تهیدستی. ۲. [قدیمی] تنگدست شدن، نیازمند شدن، به سختی افتادن.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) تنگ دست شدن . ۲ - ( اِمص . ) تنگ دستی .
دانشنامه آزاد فارسی
اِعْسارتنگدستی و ناتوانی شخص در پرداخت هزینه دادرسی یا دین، به نحوی که در اثر عدم کفایت دارایی یا عدم دسترسی به اموالش، به طور موقت، قادر به پرداخت هزینه دادرسی یا دیون خود نباشد. (ماده ۵۰۴ آئین دادرسی مدنی) چنین شخصی را مُعسِر گویند، کسی که مدعی اعسار است باید مراتب را به دادگاه اعلام و ادله و مدارک و شهود خود را اقامه کند و اگر دادگاه آن ها را مکفی بداند حکم به اعسار او صادر می نماید. از تاجر دا...
فرهنگ فارسی
تنگدست شدن، نیازمندشدن، بسختی افتادن، دراصطلاح فقه عبارت است ازعاجزبودن ازادائ دین بواسطه فقروتهیدستی ۱ - ( مصدر ) درویش شدن تنگ دست شدن ۲ - ( اسم ) تنگ دستی درویشی : عرضحال اعسار داد .
دانشنامه عمومی
اِعسار در حقوق ایران به وضعیت شخص غیر تاجری گفته می شود که به دلیل عدم دسترسی به مال خود یا کافی نبودن دارایی، قدرت پرداخت دیون (بدهی ها) یا هزینه دادرسی خود را نداشته باشد. اعسار معادل کلمه فقهی افلاس است. اعسار بدهکار معمولاً با اعتراف تمامی یا برخی طلب کاران به اعسار وی و نیز شهادت دو مرد عادل ثابت می شود.بر خلاف ورشکستگی تجاری، مُعسر محجور محسوب نمی شود و می تواند در اموال خود تصرف کند.جعفری ل...
مترادف و متضاد
افلاس، نیازمندی، ورشکستگی
insolvency(اسم)
درماندگی، اعسار، عجز از پرداخت دیون
insolvence(اسم)
درماندگی، اعسار، عجز از پرداخت دیون
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] ناتوانی در پرداخت بدهی به دلیل تنگ دستی و فقر را اِعسار می گویند و فقها از آن در بابهای تفلیس، قضاء و شهادات بحث کرده اند.واژه اعسار از ریشه «ع ـ س ـ ر» به معنای دشواری، شدت و تنگ دستی و در اصطلاح فقهی، ناتوان شدن مدیون از ادای دین خود بر اثر تنگ دستی است. معنای افلاسواژه «اِفلاس» نیز به اعسار نزدیک و بدین معناست که شخص، مال قابل توجهی نداشته باشد.معسربه فرد مبتلا به اعسار «مُعْسِر» می ...