کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اصلاح-ناپذیر | کلماتور
معانی کلمه : اصلاح ناپذیر
تلفظ بین المللی :
/ˈaːslˈɑhnˈɑpazˌir/
تلفظ :
['a:sl'Ahn'Apaz,iR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اتلاف انرژی برگشت ناپذیر
اصلاح
اصلاح خود
اصلاح شدن
اصلاح طلبانه
اصلاح فی مابین
اصلاح نمودن
اصلاح نژاد کردن
اصلاح نژادی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
اصلاح ناپذیر. [ اِ پ َ ] ( نف مرکب ) مقابل اصلاح پذیر. کاری که اصلاح آن میسر نباشد یا کسی که به اصلاح نگراید. اصلاح ناشدنی.
فرهنگ فارسی
مقابل اصلاح پذیر . کاری که اصلاح آن میسر نباشد یا کسیکه باصلاح نگراید .
مترادف و متضاد
incorrigible
(صفت)
اصلاح ناپذیر، درست نشدنی، بهبودی ناپذیر
کلمات مرتبط
اتلاف انرژی برگشت ناپذیر
اصلاح
اصلاح خود
اصلاح شدن
اصلاح طلبانه
اصلاح فی مابین
اصلاح نمودن
اصلاح نژاد کردن
اصلاح نژادی
نظرات