کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اصفر شدن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːsfar ʃˈodan/
تلفظ :
['a:sfaR S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اصفر
اصفر تغلبی
اصفر خالص
اصفر سلیم
اصفر فاضح
اصفر فاقع
اصفر فقاعی
اصفر مطرف
اصفر منتفق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اصفر شدن. [ اَ ف َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) زرد شدن :
صحرا ز بیم اصفر شود
چون چرخ در چادر شود.
ناصرخسرو.
و رجوع به اصفر شود.
فرهنگ فارسی
زرد شدن
کلمات مرتبط
اصفر
اصفر تغلبی
اصفر خالص
اصفر سلیم
اصفر فاضح
اصفر فاقع
اصفر فقاعی
اصفر مطرف
اصفر منتفق
نظرات