اصطرخ . [ اِ طَ ] (اِ) تالاب و آبگیر. (برهان ) (هفت قلزم ). رجوع به اصطخر و استخر و صطخر و ستخر شود.
اصطرخ. [ اِ طَ ] ( اِ ) تالاب و آبگیر. ( برهان ) ( هفت قلزم ). رجوع به اصطخر و استخر و صطخر و ستخر شود.اصطرخ. [ اِ طَ ] ( اِخ ) قلعه اصطرخ. بر وزن و معنی استخر است که قلعه ای به فارس باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). نام قلعه ای پارسی است.( هفت قلزم ). نام شهر ک...