کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اصطخاب | کلماتور
معانی کلمه : اصطخاب
تلفظ بین المللی :
/ˈaːstaxˈɑb/
تلفظ :
['a:stax'Ab]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
اصطحاب
اصطباب
اصطخاد
اصطخام
اصطخربردی
اصطراب
اصطلاب
ذات الاصابع
ذو اصابع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اصطخاب. [ اِ طِ ] ( ع مص ) بانگ و فریاد کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). اصطخاب الطیر؛ بانگ و فریاد مرغان و اختلاط آواز ایشان. ( منتهی الارب ). بهم بانگ کردن. ( تاج المصادربیهقی ). افغان کردن. بانگ کردن. ( زوزنی ). اصطخاب طیر و جز آن ؛ اختلاط آوازهای آنها در یکدیگر، تقول : سمعت اصطخاب الطیر. قال الشاعر: ان الضفادع فی الغدران تصطخب. ( از اقرب الموارد ). اصطخاب پرندگان یا غوکان ؛ ...
فرهنگ عمید
کوک کردن و متناسب کردن سیم های ساز.
کلمات مرتبط
اصطحاب
اصطباب
اصطخاد
اصطخام
اصطخربردی
اصطراب
اصطلاب
ذات الاصابع
ذو اصابع
نظرات