کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اصدار کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːsdɑr kˈardan/
تلفظ :
['a:sdAR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
با اصرار وادار کردن
اصرار کردن
اصرار کردن به
به اصرار تقاضا کردن
ابدار کردن
آبدار کردن
ابداع کردن
اختراع و ابداع کردن
دارای ابزار کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اصدار کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اصدار فرمودن. صادر کردن فرمان یا نامه.
فرهنگ فارسی
یا فرمودن . صادر کردن فرمان یا نامه و بپادشاهان و سلاطین ایران زمین یرلیغها اصدار فرمودند .
کلمات مرتبط
با اصرار وادار کردن
اصرار کردن
اصرار کردن به
به اصرار تقاضا کردن
ابدار کردن
آبدار کردن
ابداع کردن
اختراع و ابداع کردن
دارای ابزار کردن
نظرات