۱. لغزیدن؛ سکندری خوردن.
۲. به سر درآمدن و افتادن.
۳. خطا کردن.
( آشکوخیدن ) ۱. به سر درآمدن و افتادن، سکندری خوردن، لغزیدن: آشکوخد بر زمین هموارتر / همچنان چون بر زمین دشخوارتر (رودکی: ۵۳۶ ).
۲. خطا کردن.
۱. لغزیدن، سکندری خوردن.
۲. به سر درآمدن و افتادن.
۳. خطا کردن.