شِکل#NAME?
۱. پوشیده شدن کار و مشتبه گردیدن آن؛ دشواری؛ سختی و پیچیدگی کاری یا امری.
۲. (اسم) مسئله.
۳. (اسم) عیب؛ نقص.
ریسمانی که به چهار دست و پای ستور میبستند؛ پایبند ستور: ◻︎ خاطر آرد بس شکال اینجا ولیک / بگسلد اشکال را استور نیک (مولوی۱: ۳۸۸).
( ~.) ( اِ.) پای بند ستور، شکال .
( اَ ) [ ع . ] ( اِ.) جِ شکل . 1 - صورت ها، گونه ها، انواع . 2 - پیکرها.
( اِ ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) دشوار شدن . 2 - (اِمر.) پوشیده شدن کار. 3 - (اِمص .) دشواری . 4 - خرده گیری .
شبهه، شک
ایراد، خردهگیری، عیب
اطوار، اقسام، انحا، انواع، صور، گونهها
پیچیدگی، تعقید، تکلف، دشواری، سختی، سوسه، صعوبت، غموض، محظور
۱. پیچیدگی، تعقید، تکلف، دشواری، سختی، سوسه، صعوبت، غموض، محظور
۲. شبهه، شک
۳. ایراد، خردهگیری، عیب
خرده، چالش، دیسه ها، دشواری، ریخت ها