( آشکارا ) آشکارا. [ ش ْ / ش ِ ] ( ص ، ق ، اِ ) بی پرده. صریح : یکی بانگ برزد [ پلاشان ] به بیژن بلندمنم گفت شیراوژن دیوبندبگوآشکارا که نام تو چیست که اختر همی بر تو خواهد گریست.فردوسی. || روی ، مقابل پشت. ظاهر، مقابل باطن. صورت ، مقابل معنی : تفو باد بر این گزند جهان بتر زآشکارا مر او را نهان.فردوسی.خنک آنکه آباد دارد جهان بود آشکارای او چون نهان.فردوسی.بجز داد و خوبی نبد در جهان یکی بود با آشکار...
فرهنگ فارسی
( آشکارا ) ۱ - ( صفت ) هویدا روشن بین بدیهی . ۲ - مشهود مرئی . ۳ - مکشوف . ۴ - بی پرده صریح . ۵ - ( اسم ) علانیه مقابل سر. ۶ - روی ظاهر مقابل باطن . بی پرده صریح