کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه استقضاء | کلماتور
معانی کلمه : استقضاء
تلفظ بین المللی :
/ˈaːstaq1azˈɑ/
تلفظ :
['a:staq1az'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
استقراء
استقراء نمودن
استقراء کردن
استرضاء
استقاء
استقصاء
استضاء
استقاءه
استقضاض
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
استقضاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) طلب قضاء قاضی کردن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). یقال : اُستقضی ( مجهولاً ). ( منتهی الارب ). || حکم خواستن. || طلب گزاردن. پرداختن دین خواستن. وام بازدادن طلبیدن. وام بازدادن خواستن. ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م ) قضاوت خواستن ، تقاضای حق خود را کردن .
کلمات مرتبط
استقراء
استقراء نمودن
استقراء کردن
استرضاء
استقاء
استقصاء
استضاء
استقاءه
استقضاض
نظرات