کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه استقامت-کردن | کلماتور
معانی کلمه : استقامت کردن
تلفظ بین المللی :
/ˌesteq1ˈɑmat kˈardan/
تلفظ :
[,esteq1'Amat k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
استراحت کردن
استراحت کرد
استقامت
استقامت بخرج دادن
استقامت ورزیدن
استقامت الکتریکی
استقامت دی الکتریک
استقامت مهار
استقامت مجدانه
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
resist
(فعل)
ایستادگی کردن، مانع شدن، مخالفت کردن با، مخالفت کردن، خودداری کردن از، مقاومت کردن، استقامت کردن، پایداری کردن
reluct
(فعل)
شوریدن، استقامت کردن، بی میلی نشان دادن
واژه نامه بختیاریکا
دست پا زِیدِن؛ دست زِیدِن؛ سِفت به کفت زِیدِن
کلمات مرتبط
استراحت کردن
استراحت کرد
استقامت
استقامت بخرج دادن
استقامت ورزیدن
استقامت الکتریکی
استقامت دی الکتریک
استقامت مهار
استقامت مجدانه
نظرات