Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : استقامت

تلفظ بین المللی : /ˌesteq1ˈɑmat/ تلفظ :‌ [,esteq1'Amat]
فرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • استقامت بخرج دادن
  • استقامت ورزیدن
  • استقامت کردن
  • استقامت الکتریکی
  • استقامت دی الکتریک
  • استقامت مهار
  • استقامت مجدانه
  • استقامت کافی نکردن
  • استقامت نامه
فرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

فرهنگ عمید

۱. ایستادگی کردن، ایستادگی، پایداری.
۲. سلامت، تندرستی.
۳. راستی، درستی.
۴. ثبات، استواری.
۵. (صفت ) (ورزش ) ویژگی هریک از مسابقاتی که دارای زمان یا مسیر طولانی هستند: دوِ استقامت، شنای استقامت، اسکی استقامت.
۶. (نجوم ) [قدیمی] حرکت بعضی سیارات در جهت توالی بروج.

فرهنگ معین

(اِ تِ مَ ) [ ع . استقامة ] ۱ - (مص ل . ) ایستادگی کردن ، مقاومت کردن . ۲ - (اِمص . ) پایداری . ۳ - راست ایستادن .

دانشنامه آزاد فارسی

اِسْتِقامَت(در لغت به معنی ایستادن، ایستادگی، پایداری) در اصطلاح عرفان، گردن نهادن به تمامی اوامر، و روی برتافتن از تمامی نواهی. واضح است که گذشته از اوامر و نواهیِ عام شریعت، سلوک در هر منزل، مقتضیِ امر و نهی خاصی است، و این اوامر و نواهی، به نسبت مرتبۀ سالک و سلوکش، کمال و تشدید می یابد. از این رو، عارفان از استقامت عموم، استقامت خواص و استقامتِ خواصّ خواص سخن گفته اند. به نظر اینان، درنظر نیاور...

فرهنگ فارسی

راست شدن، راست ایستادن، درست شدن، ایستادگی وپافشاری کردن ، ایستادگی، پایداری
( مصدر ) ۱ - راست ایستادن راست شدن . ۲ - درست شدن . ۳ - ( اسم ) درستی . ۴ - ایستادگی پایداری پافشاری ثبات ۵ - ( مصدر ) بها کردن قیمت کردن . ۶ - در مسابق. دوچرقه سواری دو و میدانی اسکی شنا اگر طول مسیر زیادتر از حد معینی باشد بان استقامت اطلاق شود .

مترادف و متضاد

استحکام، استواری، ایستادگی، پایداری، پشتکار، ثبات

perseverance (اسم)ثبات قدم، پشت کار، استقامت، مداومت، اصرارassiduity (اسم)توجه، ممارست، پشت کار، توجه و دقت مداوم، مواظبت، استقامت، مداومتstamina (اسم)استقامت، طاقت، بنیه، نیروی حیاتیbackbone (اسم)پشت، استقامت، ستون فقرات، استحکام، استواری، تیرهء پشت...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] استقامت به معنی پایداری است که از آن به سداد نیز تعبیر می شود.این واژه از ریشه «ق ـ و ـ م» است و برای آن معانی مختلفی مانند اعتدال، ،ثبات و مداومت، استمرار ، پایداری، ایستادن، درست شدن و قیمت نهادن را بازگو کرده اند و معنای اعتدال شهرت بیشتری دارد. برخی گفته اند: استقامت همان اقامه است؛ ولی اضافه شدن دو حرف «س» و «ت» معنای آن را تأکید می کند. در معنایی جامع می توان گفت نظر به اینکه اصل ...

فرهنگ فارسی ساره

پایداری، پایمردی، ایستادگ

واژه نامه بختیاریکا

از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( تُل ) ؛ تلواسه؛ تَهوَر؛ هُل و تَپُو؛ هُل و تَل؛ پا سفتی؛ لُ پُ

کلمات مرتبط

  • استقامت بخرج دادن
  • استقامت ورزیدن
  • استقامت کردن
  • استقامت الکتریکی
  • استقامت دی الکتریک
  • استقامت مهار
  • استقامت مجدانه
  • استقامت کافی نکردن
  • استقامت نامه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات