Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اسایش

تلفظ بین المللی : /ˈaːsˈɑjaʃ/ تلفظ :‌ ['a:s'AjaS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • آسایش
  • اسایش خاطر
  • اسایش دادن
  • آسایش جو
  • اسایش جو
  • اسایش زندگی یا معیشت کسی را گرفتن
  • اسایش نداشتن
  • آسایش جویی
  • آسایش خواه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

اسائش. [ ] ( اِخ ) شروانی ملقب به کمال الدین. او راست : مفتاح السعادة در فروع ، و آن کتابی است مشتمل بر عبادات و الفاظ کفر و استحسان و ایمان و توبه. مؤلف در این کتاب گوید که وی مسائل صلاة وصوم و صید و اضحیة و ذبائح و مسائل مربوط به کفر و کراهیت را اختیار کرده است و بخشی از آن متعلق بزکاةو حج و وصیت است و خاتمه آن ایمان و توبه است و آنها را از کتب معتبره گرد آورده است. ( کشف الظنون )....

فرهنگ عمید

( آسایش ) ۱. آسودگی، راحتی.
۲. استراحت.

فرهنگ معین

( آسایش ) (یِ ) [ په . ] (اِمص . ) آسودگی ، راحتی .

فرهنگ فارسی

( آسایش ) ( اسم ) ۱- آسودگی فراغ . راحت استراحت آسانی ۲ - سکون بی جنبشی آرام . ۳ - ( اسم ) مایحتاج لوازم اسباب آسایش .
راحت استراحت
آسودگی، راحت، استراحت

دانشنامه عمومی

آسایش. آسایش یا راحتی حس بدنی یا روانی آسودگی ست که غالباً با فقدان سختی بازشناخته می شود. فرد فاقد آسایش ناراحت شناخته می شود. درجه ای از آرامش روانی را می توان با تجدید تجربه هایی مرتبط با خاطرات دلپذیر، مانند شرکت در فعالیت هایی که به آن عادت داریم ، بودن در کنار اشیایی که به آنها خو داریم یا مصرف خوراکی هایی که به ما حس نوستالژیک می دهند کسب کرد. آسایش در مراقبت های بهداشتی اهمیت ویژه ای دار...

نقل قول

آسایش. آسایش یا راحتی حس بدنی یا روانی آسودگی ست که غالباً با فقدان سختی بازشناخته می شود.
•
wikiquote: آسایش

فرهنگ اسم ها

اسم: آسایش (دختر) (فارسی) (تلفظ: āsāyeš) (فارسی: آسايش) (انگلیسی: asayesh)
معنی: راحت، استراحت، آسانی، آسودگی، فراغ، سکون، آرام

مترادف و متضاد

rest (اسم)سامان، استراحت، اسایش، نتیجه، باقی، باقی مانده، تکیه، رستی، بقایا، فراغت، تجدید قوا، سایرین، دیگران، الباقی، موقعیت سکونwelfare (اسم)سامان، خیر، سعادت، اسایش، رفاه، شادکامیweal (اسم)خیر، دارایی، سعادت، اسایش، ثروتcomfort (اسم)راحت، مایه تسلی، اسایش، اسودگیeasement (اسم)اسایش، راحتی، راحت شدن از درد، حق ارتفاقی...

واژه نامه بختیاریکا

( آسایش ) زِهِشت
( آسایش ) لِس؛ ساز؛ اِلال؛ اِلال؛ اِستِخُُو پورنیده ای؛ زِهِشت

فرهنگستان زبان و ادب

آسایش
{well-being} [علوم سلامت] داشتن زندگی خوب و احساس رضایت خاطر

کلمات مرتبط

  • آسایش
  • اسایش خاطر
  • اسایش دادن
  • آسایش جو
  • اسایش جو
  • اسایش زندگی یا معیشت کسی را گرفتن
  • اسایش نداشتن
  • آسایش جویی
  • آسایش خواه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات