Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ازدواج کردن

تلفظ بین المللی : /ezdˈevɑdʒ kˈardan/ تلفظ :‌ [ezd'evAdZ k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • چگونه می توان با یک میلیونر ازدواج کرد
  • پگی سو ازدواج کرد
  • خانم با یک هوانورد ازدواج کرد
  • کی ازدواج خواهی کرد
  • ازدحام کردن
  • ازدواج
  • ازدواج با افراد خارج از قبیله
  • ازدواج با زیردستان
  • ازدواج مجدد
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

join (فعل)
متحد کردن، پیوستن، متصل کردن، پیوند زدن، پا گذاشتن، ازدواج کردن، گراییدن، در مجاورت بودن

marry (فعل)
عروسی کردن، شوهر دادن، ازدواج کردن

کلمات مرتبط

  • چگونه می توان با یک میلیونر ازدواج کرد
  • پگی سو ازدواج کرد
  • خانم با یک هوانورد ازدواج کرد
  • کی ازدواج خواهی کرد
  • ازدحام کردن
  • ازدواج
  • ازدواج با افراد خارج از قبیله
  • ازدواج با زیردستان
  • ازدواج مجدد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات