کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ازدحام-کردن | کلماتور
معنی کلمه : ازدحام کردن
تلفظ بین المللی :
/ezdˈehɑm kˈardan/
تلفظ :
[ezd'ehAm k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ادغام کردن
ادغام کردن اصوات
ازدحام
ازدحام سوی درون
ازدحام مردم
ازدحام کرده
ازدحام تردد
ازدحام پرهیزی
جمعیت و ازدحام
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
huddle (فعل)روی هم انباشتن، ازدحام کردن، روی هم ریختنflock (فعل)جمع کردن، گرد امدن، جمع شدن، ازدحام کردن، بصورت گله ورمه در امدنcrowd (فعل)ازدحام کردن، چپیدن، با زور و فشار پر کردنmob (فعل)ازدحام کردنpress (فعل)ازدحام کردن، فشردن، چلاندن، فشار اوردن، فشار دادن، اتو زدن، پرس کردن، فشار وارد اوردن بر، وارد اوردنovercrowd (فعل)انبوه شدن، ازدحام کردن، بسیار شلوغ کردنswarm (فعل)ازدحام کردن، هجوم اوردنt...
کلمات مرتبط
ادغام کردن
ادغام کردن اصوات
ازدحام
ازدحام سوی درون
ازدحام مردم
ازدحام کرده
ازدحام تردد
ازدحام پرهیزی
جمعیت و ازدحام
نظرات