کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ازار-دادن | کلماتور
معانی کلمه : ازار دادن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːzˈɑr dˈɑdan/
تلفظ :
['a:z'AR d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
آزار دادن
اوار به داس دادن
قرض دادن ما به ازاء
امار دادن
مرکز داده تعریف شده توسط نرم افزار
ازار
آزار
ازآر
ازار دهنده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
( آزار دادن )
آزار دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) رنج و درد و الم دادن. آزردن. اذیت کردن. ایذاء. آزار کردن. رنجانیدن.
فرهنگ فارسی
( آزار دادن )
( مصدر ) رنج دادن الم رسانیدن آزردن اذیت کردن .
اذیت کردن رنجانیدن
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
trouble (فعل)اشفتن، عذاب دادن، مزاحم شدن، زحمت دادن، ازار دادن، دچار کردن، مصدع کسی شدن، رنجه کردنtease (فعل)اذیت کردن، طنازی کردن، ازار دادن، کسی را دست انداختن، سخنان نیشدارگفتن، پوش دادن موdun (فعل)ازار دادنnag (فعل)عیب جویی کردن، ازار دادن، نق زدن، مرتبا گوشزد کردنimp (فعل)افزودن، مجهز کردن، پیوند زدن، طولانی کردن، ازار دادن، قلمه زدن، تکه دادنexcruciate (فعل)بر صلیب اویختن، ازار دادن، شکنجه ک...
کلمات مرتبط
آزار دادن
اوار به داس دادن
قرض دادن ما به ازاء
امار دادن
مرکز داده تعریف شده توسط نرم افزار
ازار
آزار
ازآر
ازار دهنده
نظرات