کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه از-کار-درامدن | کلماتور
معنی کلمه : از کار درامدن
تلفظ بین المللی :
/az kˈɑr dˌarɑmˈadan/
تلفظ :
[az k'AR d,aRAm'adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از پس کسی یا کاری برامدن
ازار دادن
آزار دادن
از کار افتادن
از کار افتادن یا نقص غده درقی
از کار افتاده
از کار افتادگی
از کار انداختن
از کار بازداشتن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
turn out
(فعل)
تولید کردن، وارونه کردن، با کلید خاموش کردن، از کار درامدن، بنتیجه مطلوبی رسیدن
کلمات مرتبط
از پس کسی یا کاری برامدن
ازار دادن
آزار دادن
از کار افتادن
از کار افتادن یا نقص غده درقی
از کار افتاده
از کار افتادگی
از کار انداختن
از کار بازداشتن
نظرات