کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه از-بدی-چیزی-کاستن | کلماتور
معنی کلمه : از بدی چیزی کاستن
تلفظ بین المللی :
/az bˈadi tʃˈizi kˈɑstan/
تلفظ :
[az b'adi tS'izi k'Astan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ازادی کسی یا چیزی را خریدن
از روی بدی
سامانۀ رده بندی چرخند حارّه ای از تصویرهای ماهواره ای
از مرکز بدن دور کردن
از خود بی خود
از راه بدر بردن
از راه بدر کردن
از راه راست بدر کردن
از روی بی باکی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
qualify
(فعل)
تعیین کردن، کنترل کردن، توصیف کردن، واجد شرایط شدن، صلاحیت داشتن، قدرت را توصیف کردن، از بدی چیزی کاستن
کلمات مرتبط
ازادی کسی یا چیزی را خریدن
از روی بدی
سامانۀ رده بندی چرخند حارّه ای از تصویرهای ماهواره ای
از مرکز بدن دور کردن
از خود بی خود
از راه بدر بردن
از راه بدر کردن
از راه راست بدر کردن
از روی بی باکی
نظرات