کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه از-راه-بدر-کردن | کلماتور
معانی کلمه : از راه بدر کردن
تلفظ بین المللی :
/az rˈɑh bˈadr kˈardan/
تلفظ :
[az R'Ah b'adR k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
از راه راست بدر کردن
وسوسه و از راه بدر کردن
سر جلوتر از بدن حرکت کردن در حال راه رفتن
باری از دوش کسی برداشتن یا بار کسی را سبک کردن
از راه بدر بردن
از راه بدر شدن
حمل بار از راه هوا
سر را به دست بستن به منظور جلوگیری از تیزروی و چابکی بعلاوه کنترل بیشتر بر حیوان
هر را از بر نشناختن یا تشخیص ندادن
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
seduce
(فعل)
فریفتن، اغوا کردن، گمراه کردن، از راه بدر کردن، مفتون کردن
واژه نامه بختیاریکا
هار کِردِن؛ ز ره بَرَی کردِن
کلمات مرتبط
از راه راست بدر کردن
وسوسه و از راه بدر کردن
سر جلوتر از بدن حرکت کردن در حال راه رفتن
باری از دوش کسی برداشتن یا بار کسی را سبک کردن
از راه بدر بردن
از راه بدر شدن
حمل بار از راه هوا
سر را به دست بستن به منظور جلوگیری از تیزروی و چابکی بعلاوه کنترل بیشتر بر حیوان
هر را از بر نشناختن یا تشخیص ندادن
نظرات