از این. [ اَ ] ( حرف اضافه + صفت / ضمیر ) من هذا. || مثل. مانند: و ازآن امیرالمؤمنین هم از این معانی بود. ( تاریخ بیهقی ). || ( ص مرکب ) ازین. زین. برای اشاره وصف جنسی بکاراست و غالباً پس از اسم یا صفت یاء نکره می آورند به معنی از این قبیل ، از این جنس ، از این نوع. و در مورد تعظیم و تفخیم و تجلیل یا تحقیر و تخفیف و توهین استعمال شود : زمانی برق پرخنده زمانی رعد پرناله چنان مادر اَبر سوک ِ عروس س...
فرهنگ فارسی
۱ - از چیز معهود یا مذکور ازین زین من هذا . ۲ - مثل این مانند این : (و از آن امیرالموئ منین هم از این معانی بود . ) ( بیهقی ) ۳ - ( صفت ) برای اشار. وصف جنسی بکار میرود و غالبا پس از اسم یا صفتی که بعد از آن قرار میگیر یای نکره میاورند از این نوع از این قسم از این گونه : ( از این مه پاره ای عابد فریبی م یک پیکری طاوس زیبی . ) ( سعدی )