( آرنج ) آرنج. [ رَ ] ( اِ ) مفصل و بند و میان بازو و ساعد از طرف وحشی. مرفق. آرج.آرن. آران. وارَن. وارنج. آرنگ. رونکک : گهی ببازی بازوش را فراشته داشت گهی به رنج جهان اندرون بزد ...
فرهنگ عمید
( آرنج ) محل اتصال بازو و ساعد از طرف بیرون، مفصل میان ساعد و بازو.
فرهنگ معین
( آرنج ) (رِ ) ( اِ. ) مرفق ، مفصل میان ساعد و بازو.
فرهنگ فارسی
( آرنج ) ( اسم ) ۱ - بندگاه میان ساعد و بازو از طرف بیرون : مرفق . ۲ - از فنون کشتی گیری در خاک است و آن عبارتست از اینکه کت طرف را گرفته درو میکنند بطوریکه پشت طرف بخاک رسد . نوعی از آن ایستاده عمل میشود و آنرا ( آرنج سر پا ) گویند . مفصل و بند و میان بازوقسمی ماهی دریای خزر و آنرا ماش نیز گویند
دانشنامه عمومی
آرنج. آرَنج یا آرِنج در زبان لکی ("مِرک یا بله مرک")نام یکی از اعضای دست انسان است که شبیه زانو عمل می کند. مفصل آرنجی دو استخوان زند زیرین و زند زبرین ساعد را به استخوان بازو می پیوندد.استخوان های بازو، زند زبرین و زند زیرین به حالت خم شده استخوان بازوی چپ انسان، بخش انتهایی پسین به حالت بازشده استخوان بازوی چپ انسان، بخش انتهایی پسین به حالت خم شده مفصل آ...
گویش مازنی
ماهی خزری از راسته ی کپور ماهیان
/orenj/ ماهی خزری از راسته ی کپور ماهیان
مترادف و متضاد
elbow(اسم)
زانو، ارنج، دسته صندلی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] آرنج. آرنج: به محل اتّصال بازو و ساعد آرنج می گویند.فقیهان در این که ابتدای آرنج، انتهای ساعد یا میان بازو و ساعد است، اختلاف دارند.
جواهر الکلام، ج۲، ص۱۶۲. به هنگام شستن دست در وضو، آغاز کردن از آرنج واجب است.
جواهر الکلام، ج۲، ص۱۶۲. قصاص قطع دست از آرنج، قطع دست جنایتکار از آرنج است،
جواهر الکلام، ج۴۲، ص۴۰۱. ...wikifeqh: آرنج...