اذین . [ اَ ] (اِخ ) نامی از نامهای مردان عرب از جمله نام جدّ پدر محمدبن احمدبن جعفر.
اذین . [ اَ ] (ع اِ) گوش . || (مص ، اِ مص ) دانست . (منتهی الارب ). || دستوری . اجازت و دستوری دادن . || آگاهی . || (اِ) اذان . بانگ نماز. (مهذب الاسماء). || (ص ) مؤذن . اذان گوینده . || ضامِن و قبول کننده ٔ کاری بر خود. || جائی که بانگ نماز از هرجهت در آنجا شنوده شود....
فرهنگ عمید
( آذین ) ۱. زیب ، زیور، زینت: ببستند آذین به شهر اندرون / پر از خنده لب ها و دل پر ز خون (فردوسی: ۶/۱۰ ). ۲. [قدیمی] آیین، رسم، قاعده، قانون: نوشتند بر سان و آذین چین / سوی شاه با صدهزار آفرین (فردوسی: لغت نامه: آذین ). ۳. [قدیمی] غرفه و نشیمنگاه های آراسته و مزین در جشن ها.
فرهنگ معین
( آذین ) ( اِ. ) ۱ - زیب ، زینت ، آرایش . ۲ - رسم ، قاعده ، قانون .
فرهنگ فارسی
( آذین ) ( اسم ) ۱- زیب زینت آرایش . ۲ - رسم قاعده قانون . زیب زیور( اسم ) مصغر اذن است گوش خرد گوشک . نامی از نامهای مردان عرب
دانشنامه عمومی
آذین. آذین نام یکی فرماندهان لشکر بابک خرمدین است. معانی نام های ایرانی فهرست نام های ایرانی
اسم: آذین (دختر، پسر) (فارسی) (تلفظ: āzin) (فارسی: آذين) (انگلیسی: azin) معنی: زینت، آرایش، زیور، آیین، زیب، رسم و قاعده، نام یکی از فرماندهان سپاه بابک خرم دین، نام پهلوانی در ویس و رامین