معانی کلمه : آذین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. زیب؛ زیور؛ زینت: ◻︎ ببستند آذین به شهر اندرون / پر از خنده لبها و دل پر ز خون (فردوسی: ۶/۱۰).
۲. [قدیمی] آیین؛ رسم؛ قاعده؛ قانون: ◻︎ نوشتند بر سان و آذین چین / سوی شاه با صدهزار آفرین (فردوسی: لغتنامه: آذین).
۳. [قدیمی] غرفه و نشیمنگاههای آراسته و مزین در جشنها.
فرهنگ معین
( اِ.) 1 - زیب ، زینت ، آرایش . 2 - رسم ، قاعده ، قانون .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: āzin) زیور ، زیب ، زینت ، آرایش ؛ (در قدیم) آیین ، رسم و قاعده .
مترادف و متضاد
آیین، رسم، قاعده، قانون
آرایش، آیینبندی، چراغانی، زیب، زینت، زیور
۱. آرایش، آیینبندی، چراغانی، زیب، زینت، زیور
۲. آیین، رسم، قاعده، قانون
