کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه احیا-شدن | کلماتور
معانی کلمه : احیا شدن
تلفظ بین المللی :
/ˈehjɑ ʃˈodan/
تلفظ :
['ehjA S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
فاضلاب احیاشده
احیا
احیا اراضی
احیا کردن
احیا کننده
احیا کننده سبک های قدیمی
اکسیداسیون و احیا واکنش
عامل احیا
لاستیک احیا شده
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - زنده شدن . ۲ - از سختی شدید رها شدن .
مترادف و متضاد
revive
(فعل)
بهوش اوردن، بهوش امدن، زنده شدن، احیا کردن، احیا شدن، دوباره دایر شدن، دوباره رواج پیدا کردن، نیروی تازه دادن، باز جان بخشیدن
کلمات مرتبط
فاضلاب احیاشده
احیا
احیا اراضی
احیا کردن
احیا کننده
احیا کننده سبک های قدیمی
اکسیداسیون و احیا واکنش
عامل احیا
لاستیک احیا شده
نظرات