اثاثه . [ اَ ث َ ] (ع اِ) واحد اثاث . (منتهی الارب ).
اثاثه . [ اَ ث َ ] (ع مص ) بانبوه شدن موی و نبات و شاخ درخت . (تاج المصادر). || کلان سرین شدن (زن ). (منتهی الارب ).
اثاثیه، اسباب، رخت، کالا، لوازم، متاع