ابوسلیک . [ اَ س ُ ل َ ] (اِ مرکب ) (اصطلاح موسیقی ) رجوع به بوسلیک شود.
ابوسلیک . [ اَ س ُ ل َ ] (اِخ )گرگانی . نام شاعری مادح ملوک صفّاری . از اشعار او تنها پاره ای در لغت نامه ها بر جای است و از آن جمله :خون خود را گر بریزی بر زمین به که آب روی ریزی بر کناربت پرستیدن به از مردم پرست پند گیر و کار بند و گوش دار. ###به مژه دل ز من بدزدیدی ای به لب قاضی و ...