ابوسلیمان . [ اَ س ُ ل َ ] (اِخ ) خلید العصری . محدّث است .
ابوسلیمان . [ اَ س ُ ل َ ] (اِخ ) داودبن المحبر. محدّث است .
ابوسلیمان . [اَ س ُ ل َ ] (اِخ ) حرّانی . از انس حدیث شنیده است .
ابوسلیمان . [اَ س ُ ل َ ] (اِخ ) رباح الرقاء البصری . محدّث است ....
فرهنگ فارسی
تابعی است و از ابی هریره روایت کند منطقی محمد بن طاهر بن بهرام سجستانی ( سیستانی ) منطقی و فیلسوف قرن چهارم ( ف . پس از سال ۳۹۱ ه . ق . ) وی با عضدو الدوله و صمصام الدوله معاصر و از اقبال و توجه امرا و وزرای آل بویه بر خوردار بوده است .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] ابوسلیمان (ابهام زدایی). ابوسلیمان ممکن است اسم یا کنیه برای اشخاص ذیل باشد: • ابوسلیمان دارانی، عبدالرحمن بن احمد بن عطیّة عنسی دارانی، از عرفای سده ۲ ـ ۳ق• ابوسلیمان بناکتی، بَناکِتی، فخرالدین ابوسلیمان داودبن ابی الفضل محمّد، شاعر و مورخ ایرانی (متوفی ۷۳۰)• ابوسلیمان جوزجانی، جوزجانی ، ابوسلیمان موسی بن سلیمان ، محدّث و فقیه حنفی اوایل قرن سوم • ابوسلیمان خطابی، ابوسلیمان حَمْد بن ...