کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ابن-سمجون | کلماتور
معنی کلمه : ابن سمجون
تلفظ بین المللی :
/ˈebn sˈamdʒuːn/
تلفظ :
['ebn s'amdZu:n]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ابن سمعون
ابن قاضی سماون
ابن قاضی سماونه
ابن سمعون محمد بن احمد
سمنون ابن حمزه
سمفونی در ابی
ساتون این اشفیلد
ابن
آبن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
ابن سمجون. [ اِ ن ُ س َ م َ ] ( اِخ ) طبیب اندلسی ، معاصر حاجب محمدبن ابی عمر منصور. در 391 هَ.ق. درگذشته است. ابن ابی اصیبعه گوید او طبیب مبرز و در مفردات ادویه مخصص بود. او راست کتابی در ادویه مفرده که ظاهراً از میان رفته است و کتابی در اقرابادین.
کلمات مرتبط
ابن سمعون
ابن قاضی سماون
ابن قاضی سماونه
ابن سمعون محمد بن احمد
سمنون ابن حمزه
سمفونی در ابی
ساتون این اشفیلد
ابن
آبن
نظرات