کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ابخوار | کلماتور
معانی کلمه : ابخوار
تلفظ بین المللی :
/ˈaːbxɑr/
تلفظ :
['a:bxAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
آبخوار
آبخواره
ابخواره
شناور آبخورتنگنا
لایۀ ابروار
میر ابخوری
آبخورد
آبخوری
ابخورش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( آبخوار )
آبخوار. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) آشامنده آب :
تشنه میگوید که کو آب گوار
آب میگوید که کو آن آبخوار.
مولوی.
فرهنگ عمید
( آب خوار )
ویژگی آجری که در آب خیسانیده باشند تا گرد آن گرفته شود.
فرهنگ فارسی
( آبخوار )
( اسم ) آشامند. آب نوشند. آب خورند. آب .
آشامنده آب
کلمات مرتبط
آبخوار
آبخواره
ابخواره
شناور آبخورتنگنا
لایۀ ابروار
میر ابخوری
آبخورد
آبخوری
ابخورش
نظرات