آبخوری . [ خوَ / خ ُ ] (اِ مرکب ) ظرف آب خوردن . مشربه . آبخواره . آبخور. || شارب (موی سبلت ). || نوعی از دهنه ٔ اسب که هنگام آب دادن بر دهان او زنند.
۱. ظرف بلوری یا فلزی که با آن آب میخورند؛ لیوان؛ آبجامه.
۲. موی سبلت.
۳. نوعی دهنۀ اسب.
۴. جایی یا دستگاهی در اماکن عمومی که برای خوردن آب تعبیه شده است.
(خُ) (اِمر.) 1 - لیوان . 2 - شارب ، سبیل . 3 - نوعی از دهنة اسب که هنگام آب دادن بر دهانش زنند.
نام مرتعی در آمل
آبخور، آبشخور
تنگ، سبو، کوزه، مشربه
۱. تنگ، سبو، کوزه، مشربه
۲. آبخور، آبشخور