( آبادان ) آبادان. ( ص مرکب ) مسکون و مأهول. آهل. ( زمخشری ) : و مزگت جامع این شهر [ هری ] آبادان تر مزگتها است بمردم از همه خراسان. ( حدودالعالم ). || معمور. معموره. عامر. عامره : و اندر وی قبیله های بسیاری از خلخ و جایی آبادان. ( حدودالعالم ). و جایی بسیارمردم و آبادان و با نعمت بسیار. ( حدودالعالم ). و جایی بسیارمردم و آبادان و با نعمت و بازرگانان. ( حدودالعالم ). مرعش ، جذب دو شهرک است خرم و ...
فرهنگ عمید
( آبادان ) آباد، باصفا، بارونق. * آبادان کردن: (مصدر متعدی ) ۱. آباد کردن ده یا شهر. ۲. آباد ساختن زمین با کشت وکار.
فرهنگ معین
( آبادان ) [ په . ] (ص مر. ) ۱ - معمور، دایر. ۲ - مزروع ، کاشته . ۳ - پر، مشحون . ۴ - سالم ، تندرست . ۵ - مأمون ، ایمن . ۶ - مرفه . ۷ - شهر آبادان .
فرهنگ فارسی
( آبادان ) ۱ - شهرستان آبادان از شهرستانهای ده گانه استان ششم ( خوزستان ) و حدود آن ازاین قرار است : ازشمال شهرستان خرمشهر و ورود کارون ازمشرق روخانه بهمنشیر و اراضی مسطح و باطلاقی از جنوب و مغرب اروند رود ٠ شهرستان آبادان به سبب محصور بودن بین رود کارون و اروند رود و رود بهمنشیر جزیره ای را تشکیل می دهد ٠ این شهرستان در دشت واقع و هوای آن گرم و مرطوب است ٠ درجه حرارت آن دربعضی سالها در تابستان تا...
دانشنامه عمومی
آبادان. آبادان شهری (لر نشین) در استان خوزستان و جنوب غرب ایران، مرکز شهرستان آبادان و از مناطق آزاد بازرگانی (منطقه آزاد تجاری-صنعتی اروند) ایران است که بر جزیره ای هم نام خود در ۵۳ کیلومتری خلیج فارس در نزدیکی با مرزهای عراق و کویت جای گرفته است. این شهر همچنین دارای فرودگاه و بندر است و به دلیل داشتن پالایشگاه نفت و پتروشیمی راهبردی بودن و هم مرزی با کشور عراق، از زمان جنگ جهانی دوم یکی از مه...
نقل قول
آبادان. آبادان از شهرهای ایران ، در استان خوزستان ، در نزدیکی مرز ایران-عراق.• «من ایران را دوست دارم، برای این که وطن من است،• -> ناصر تقوایی• «روزهای سخت اوایل مهرماه سال ۱۳۵۹ را از یاد نمی برم؛ روزهایی که مردم خرمشهر خیابان به خیابان ایستادند و مقاومت کردند و خانه به خانه جنگید تا از سراسر ایران برای دفاع، به خرمشهر بیایند… امروز ۲۵ سال از آن روزها می گذرد. اکنون خرمشهر زنده است اما هنوز زخم ...