پر کردن؛ انباشتن: ◻︎ نکوشم به آکندن گنج من / نخواهم پراگندن انجمن (فردوسی: ۶/۵۹۷ حاشیه).
(کَ دَ) [ په . ] (مص م .) 1 - پر کردن ، انباشتن . 2 - توی چیزی را پُر کردن . 3 - سطح چیزی را با چیز دیگری پوشاندن . 4 - غنی کردن ، آبادان کردن . 5 - مدفون ساختن .
تدفین، خاکسپاری
انباشتن، پرکردن، لبریزکردن ≠ تخلیه
۱. انباشتن، پرکردن، لبریزکردن
۲. تدفین، خاکسپاری ≠ تخلیه