۱. رسیدن؛ فرارسیدن.
۲. پدیدار گشتن.
۳. بازگشتن.
۴. اتفاق افتادن.
۵. برازنده بودن؛ متناسب بودن: دکتر بودن به او میآمد.
۶. متولد شدن.
(مَ دَ) [ په . ] (مص ل .) 1 - رسیدن ، فرا - رسیدن . 2 - آغاز کردن ،شروع کردن . 3 - سر زدن ، واقع شدن . 4 - گذشتن ، سپری شدن . 5 - اصابت کردن ، رسیدن . 6 - گنجیدن . 7 - پدیدار گشتن ، پیدا شدن . 8 - شدن ، گردیدن . 9 - فرض کردن . 10 - برآمدن ، مقابله کردن .
تکیه ای: bemiyan
طاری: umay(mun)
طامه ای: bomeyan
طرقی: amaymun
کشه ای: amaymun
نطنزی: (b)ameyan