Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ آفریدون

تلفظ بین المللی : /ˈɑfridˌuːn/ تلفظ :‌ ['AfRid,u:n]
لغت نامه دهخدا
  • افریدون
  • افریدون کلا
  • افریدون بن محمد تاجر اصفهانی
  • آفریدونی
  • افریدونی
  • صورت افریدن
  • گیتی افریدن
  • بد افریدن
  • آفریدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

آفریدون . (اِخ ) نام پادشاهی داستانی از ایران که ضحاک را دربند و مملکت ایران را تسخیر کرد و رسم و راه ظلم ضحاک برانداخت و جهان را بسه فرزند خویش سلم و تور و ایرج بخشید.و او را فَریدون و اَفریدون نیز گویند : سپه را ز دریا بهامون کشیدز چین دژ سوی آفریدون کشید. فردوسی .تو ا ز آفریدون فزونتر نه ای چو پرویز با تخت و افسر نه ای . فردوسی .بدو گفت من خویش گرسیوزم بشاه آفریدون کشد پروزم . فردوسی .زمینی کجا...

کلمات مرتبط

  • افریدون
  • افریدون کلا
  • افریدون بن محمد تاجر اصفهانی
  • آفریدونی
  • افریدونی
  • صورت افریدن
  • گیتی افریدن
  • بد افریدن
  • آفریدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات