آبرومند. [ ب ِ م َ ] (ص مرکب ) عفیف . شریف .
۱. آبرودار؛ باآبرو؛ دارای اعتبار و شرف.۲. عفیف.۳. بامناعت.
عفیف
آبرودار، باآبرو، برومند، شریف، محترم، معتبر
۱. آبرودار، باآبرو، برومند، شریف، محترم، معتبر ۲. عفیف