معانی کلمه : آبخو
لغت نامه دهخدا
گویی که هست مردمک دیده آبخو
یا خود چو ماهی ای است که دارد در آب خو.
فرهنگ عمید
= آبخوست: ◻︎ گویی که هست مردم چشمم چو آبخو / یا خود چو ماهی است که دارد در آب خو (عمعق: ۲۰۰).
فرهنگ معین
(اِمر.) جزیره .

= آبخوست: ◻︎ گویی که هست مردم چشمم چو آبخو / یا خود چو ماهی است که دارد در آب خو (عمعق: ۲۰۰).
(اِمر.) جزیره .