یک جانبه. [ ی َ / ی ِ ن ِ ب َ / ب ِ ] ( ص نسبی ) یک طرفه. یک سویه. از یک سوی. تنها از یک طرف. مقابل دوجانبه : دوستی یک جانبه نتواند بود. ( از یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
( ~. نِ بِ یا بَ ) (ق مر. ) یک طرفه ، از یک سو.
مترادف و متضاد
یکجهته، یکراهه، یکسویه، یکطرفه ≠ چندجانبه
ex parte (صفت)یک طرفه، یک جانبهunilateral (صفت)یک طرفه، یک جانبه، یک سویه، یک ضلعی، تک سویهone-sided (صفت)یک طرفه، یک جانبه، یک چشمه، یک پهلو، مغرضانه، طرفدارانهone-way (صفت)یک طرفه، یک جانبه، یک راهه...